دوره باروک

دوره موسیقی باروک

باروک از واژه ی باروکو به معنای مروارید با قطعه جواهری با تراش غیر معمول می آید.این اصطلاح در آغاز در ارتباط با سبک بسیار آراسته و پر زینت معماری و هنر قرن هفدهم استفاده می شد.در این دوره دانشمندانی همچون گالیله,نیوتن و موزیسین هایی مانند هندل,باخ,مونته وردی,هنری پورسل,آرکانجلو کورلی وویوالدی زندگی می کردند.در دوره میانی باروک گامهای کلیسایی به تدریج جای خود را به گامهای ماژور و مینور دادند.در اواجر این دوره موسیقی سازی و موسیقی پلی فونی نقش برجسته گرفت.

باروک

ویژگی های موسیقی باروک:

یگانگی حالت:

اغلب وقتی موسیقی با یک حالت شروع می شد تا انتها در همان حالت باقی می ماند(در موسیقی آوازی اغلب این یگانگی به چشم نمی خورد.)یک قطعه ی سازی اغلب دارای یگانگی حالت است ولی یک قطعه ی چند موومانی بین هر موومان تضاد حالت تندی یا کندی موجود است.

ریتم:

یگانگی حالت,بیش از هر چیزی با پیوستگ و یکنواختی ریتم انتقال داده می شود.الگوهای ریتمیکی که در آغاز یک قطعه شنیده می شد در طی آن مرتباﹰتکرار میشود.

ملودی:

ملودی باروک نیز حسی از پیوستگی و یکنواختی پدید می ؟آورد.ملدی آغازین بارها و برها شنیده می شود.حتی وقتی به شکلی دگرگونی می یابد باز هم سرشت آن کم و بیش ثابت می ماند.بسیاری از ملودی ها کیفیتی پر ریزه کاری و تزئینی دارند.ملودی باروک بیش از آنکه حسیمتوازن و متقرن القا کند حسی از گسترش و پویایی ریتمیک پدید می آورد.یک عبارت کوتاه اغلب با عبارتی طولانی که جریانی بی وقفه از نتهای سریع و چالاک دارد دنبال می شود.

دینامیک پله ای :

موسیقی باروک همگام با پیوستگی ریتم و ملودی از پیوستگی دینامیکی نیز برخوردار است.به عبارتی حجم صوتی برای مدتی ثابت است.در صورت لزوم تغییر رینامیکی به صورت ناگهانی و پله ای صورت میگیرد که گویی دینامیک از سطحی به سطح دیگر منتقل می شود.سازهای شستی دار,ارگ,کلاوسن(هرپسیکورد)دینامیک یکنواخت داشتند و کرشندو و دی کرشندو میسر نبود.کلاویکورد سومین ساز شستی دار است که می توانست تغییر تدریجی ایجاد کند.

بافت:

بافت این موسیقی معمولاﹰسوپراتو و باس مهمترین این خطها هستند و تقلید بین لایه ها بسیار متداول است.باخ اغلب از بافت پلی فونیک در قطعات خود استفاده می کرد ولی هندل هم از موسقی پلی فونی و هم موسیقی همو فونی استفاده میکرد.

آکوردها و باسوکنتینوئو:

قبل از دوره باروک ملودی بیشتر اهمیت داشت ولی بعد از آن آکوردها و خط باس اهمیت ویژه ای پیدا کردند و باسوکنتینوئو بوجود آمد.معمولاﹰبرای دو ساز(ارگ یا کلاوسن)و(ویولن سل یا باسون)باسیوکنتینو نوشته می شد.

کلام و موسیقی:

آهنگسازان باروک مانند آهنگسازان دوره رنسانس موسیقی را به منظور تجسم بخشیدن به برخی واژه های معین بکار میبردند.مثلاﹰبهشت را با صدای زیر ,دوزخ را با صدای بم بکار می برد.گام اوج گیرنده صعود را نشان می داد و گام پایین رونده افول را نشان می داد.برای سوگواری از گام کروماتیم پایین رونده استفاده می کردند.

ارکستر در دوره باروک:

ارکستر در دوره باروک تکامل یافت و به 30الی 40نوازنده رسید.خانواده ویولن همگی در این ارکستر شرکت داشتند.ارکستر در این دوره از قسمتهای زیر تشکیل می شد:

باسوکنتینوئو(ویولن سل,کنترباس,باسون یافاگوت)

زهی ها(ویولون اول و دوم-ویولاها)

استفاده از های کوبه ای,بادی چوبی و برنجی نیز رفته رفته پررنگتر شد.

جایگاه موسیقی در جامعه باروک:

تا قبل از سال1800 میلادی آثار موسیقی اغلب بنابر در خواست کلیساها و دربارهای اشرافی ساخته می شد.تالارهای اپرا و شهر ها نیاز به موسیقی داشتند و مردم رغبت به شنیدن آثارنو داشتند.طبقه حاکم ثروتمند بودند ومردم فقیر.موسیقی مایه اصلی سرگرمی دربار بود.گه گاه درباره بنابر ثروتخود یک ارکستر کوچک داشتند هر ارکستر یک سرپرست داشت.

سرپرست موسیقی(کانتور)وظیفه ی آهنگسازی و تنظیم قطعات برای مناسبت های مختلف را برعهده داشت همچنین مسئولیت انضباط نوازنده های دیگر,کتابخانه و مراقبت از سازها برعهده ی او بود.دستمزد سرپرست موسیقی بالا بود ولی درنهایت او یک مستخدم بلند مرتبه بود که نمیتوانست بدون اجازه ی حامی خود حتی به یک سفر کوتاه رود.بعضی از حکمرانان نیز خود موسیقی دانان برجسته بودند.کلیسا ها نیز نیازمند موسیقی بودند.بسیاری از کلیساهای دوره باروک در کنار ارگ و گروه همسرایان برای همراهی مراسم خود ارکستری نیز داشتند.در واقع کلیسا تنها مکانی بود که اغلب شهروندان عامی ,موسیقی جدی را میشنیدند.شهرهای بزرگ نیز,موسیقی دانان را برای انجام مراسم های مختلف کلیساها در هنگام نیایش استخدام می کردند.

برخی نیز برای نوشتن اپرا ها در تالارهای اپرا استخدام می شدند.معمولاﹰپسرها موسیقی را ازپدرها فرا میگرفتند و موسیقدان میشدند.گاه نیز پسران نزد موسیقی دانان شهر به شاگردی سپرده می شدند و پیش آنان زندگی می کردند.کنسرتوار در لغت به معنای یتیم خانه است.در ایتالیا یتیم خانه ها با موسیقی دانان شهر در ارتباط بودند و به فراگیری موسیقی می پرداختند.زنان قادر به سرپرستی موسیقی نبودند و به سختی موسیقی یاد میگرفتند.تنها در ایتالیا ویوالدی توانست سرپرست گروهی از زنان شود.آهنگسازان اغلب برای کسب شغل باید آزمون های سخت می گذراندند.گاه از آنان درخواست می شد در ازای کسب شغل با دختر یا پسر حاکم شهر ازدواج کنند.

کنسرتو گروسو و فرم ریتورنلو:

دیدیم که تضاد میان صداها زیر و بم,یک اصل اساسی در دوره باروک است.در کنسرتو گروسو گروهی کوچک از تکنوازان به رقابت به گروهی بزرگتر که توتی(همه نوازندگان)نامیده می شود میپردازند.به طور معمول دو تا چهار تک نواز(سولیست)به اجرای موسیقی در برابر 8 الی 20 نفر و یا  بیشتر می پردازند.(تونی شامل نوازندگان ساز های زهی و کلاوسن است.)

کنسرتو گروسو از چند موومان با تمپوهای متضاد تشگیل شئه اند:1)تند 2)کند 3)تند

موومان اول و آخر دارای فرم ریتورلنو است.فرمی که مبنتنی بر تناوب اجرای موسیقی میان بخش توتی و بخش سولو است.در فرم ریتورناو بخش توتی با اجرای تمی بنام ریتورنلو(تم گردان)موسیقی را آغاز می کندواین تم که همواره توتی آن را مینوازد طی موومان,در تنالیته های گوناگون اجرا می گردد.اما بطور معمول در برگشت ها فقط قسمتی از توتی نواخته میشود.

(a توتی

(b سولیست

(c قسمتی از توتی

(d سولیست

موسیقی بخش توتی ملودی ثابتی است که مرتباﹰتکرار می شود می تواند در بعضی زمانها قسمتی از توتی بیاید.موسیقی بخش سولو متضاد با موسیقی توتی است که پر از جریان و شامل ملودیهای جدید و پاساژها است.

فوگ:

فوگفرمی مهم و بنیادی در موسیقی باروک است.فوگ ممکن است برای گروهی از سازها,گروههای آوازی یا برای سازی تک,مانند ارگ یا کلاوسن باشد.فوگ اثری پلی فونی و مبتنی بر یک تم اصلی یا سوژه است.در فوگ خطهای ملودیک گوناگون,سوژه را تقلید می کنند.زیرترین خط ملودیک سوپرانو وبم ترین آن باس نامیده می شود.بافت فوگ به طور معمول دارای سه ,چهار و یا پنج است.گرچه سوژه فوگ ثابت می ماند,اما با انتقال به تنالیته های مختلف یا آمیختن با ملودی های گوناگون,معنای تازه ای می یابد.

سوژه

(سوپرانو)

(آلتو)

سوژه در دومینات(جواب)

(تنور)

(باس)

مبانی اپرا:

اپرا نمایشی استکه همراه ارکستر و آواز اجرا می شود.اپرا در سال1600میلادی در ایتالیا آغاز شد.اپرا ثمره تلاش آهنگساز و دراماتیک است.لیبراتو متن اپرا است.بعد از آنکه لیبرتو نوشته شد اهنگساز موسیقی را مینگارد.اپرا 1تا5 پرده است و هر پرده به چند صحنه تقسیم میشود.آریا ملودی است که یک موقیعیت احساسی را بیان می کند.اینترلود قطعه ای که میان پرده ها یا صجنه های اپرا اجرا میشود.

رسیتاتیو:قسمتی از اپرا که در آن بازی متوقف می شود و خواننده شروع به نقالی و بیان احساسات خود می کند.

دونت:قطعه ای برای دو اجرا کننده

تریو:قطعه ای برای سه اجرا کننده

کوارتت:قطعه ای برای چهار اجرا کننده

کوئینتت:قطعه ای برای پنج اجرا کننده

سکستت:قطعه ای برای شش اجرا کننده

آنسامبل:گروه نوازی

رسیتاتیو با همراهی:

هنگام اجرای آریا,بازی متوقف می شود و این زمانی است که آواز خوان رو به شنوندگان کرده و به بیان احساس شخصیت داستان و نمایاندن مهارت و استادی خود در آواز می پردازد.فرم یک آریای شاخص دوره پایانی باروک,ABA است که آریا داکاپو نامیده می شود.

اپرا معمولاﹰبا اورتور یا پرلود آغاز می شود که شرح کوتاه و کلی اپرا در ابتدا بیان می کند.مقدمه اول همان اورتور استو مقدمه های بعدی قبل از هر پرده می آید.دستگاه بالا نویس Super titles متن لیبرتو را در بالای صحنه می تاباند.

اپرای باروک:

اپرا در ایتالیا آغاز شد.زمینه پیدایش اپرارا گروهی از شاعران و آهنگسازانکه در شهر گرد می آمدند و به بحث میپرداختند ,فراهم کردند.این گروه خواهان سبک آوازی نو بودند که منطبق با زیر و بمیگفتار باشد که در نتیجه آواز پلی فونی,جای خود را به هموفونی داد.ائوردیکه,ساخته جاکوپوپری قدیمی ترین اپرای باقیمانده است.مونته وردی یکی از معروفترین اشخاصی است که در زمینه اپرا کار کرده است;بیکی از آثار برجسته او اپرای اورفئو است.نخستین تالار اپرا در شهر ونیز در سال 1637ساخته شد.

اپرای باروک زمینه ظهور اولین آواز خوانان ویرتئوز را فراهم کرد.مهمترین این آواز خوانان کاستراتوها بودند,پسرانی که قبل از بلوغ اخته میشدند.این پسرها در نتیجه دارای صدای تقریباﹰسوپرانو یا آلتو با نفس مردها می شدند;غالباﹰکاستراتوها نقش مردها را اجرا می کردند صداهای آنها بسیار دلنشین بود که هیچ شباهتی به صدای زنان نداشت.بیشتر اپراهای دوره پایانی باروک رسیتاتیوهایی بودند که به یکدیگر متصل می شدند.

رسیتاتیوسکو:رسیتاتیو خشک و خالی فقط با باسوکونتینوئو

رسیتاتیو با همراهی:رسیتاتیو به همراهی ارکستر

هنگام اجرای آریا بازی متوقف می شود.

آریا معمولاﹰساختار ABAدارند.این همان آریا داکاپو یعنی بازگشت به اول است.

اپرای باروک با آمیزه مهارت آوازی,اصالت و گزافه پردازی,بی هیچ کم و کاستی آئینه تمام نمای عنصری بزرگ بود.

کلودیومونته وردی(1643-1567):

از بزرگترین آهنگسازان آغازین دوره باروک است که در ایتالیا متولد شد.قدیمی ترین شاهکار اپرائی,اورفئو را آفرید.آوازخوان,نوازنده ویولا و آهنگساز بود.اثر دیگر او اپرای تاج گذاری پوپایا است.

خلاصه داستان اورفئو به شرح زیر است:

اورفئوس پسر آپولواز اساطیر یونان است.اورفئوس موسیقیدان بسیار با قریحه اساطیر یونان است;شخصیتی که به اندازه کافی با مونته وردی همانندی دارد.اورفئوس از ازدواجش با ائوردیکه غرق در شادی است,اما این شادی هنگامی که همسرش با نیش مار سمی کشته می شود فرو می پاشد.اورفئوس با این امید که او را به زندگی باز گرداند رهسپار جهان مرگان می شود.اورفئوس به سبب زیبایی نغمه هایش از امتیاز بازگرداندن همسرش به زندگی برخوردار می شود,با این شرط که هنگام خارج کردن او از جهان مردگان به پشت سر و به او نگاه نکند. اما اورفئوس در یک لحظه نگران و مضطرب است و پشت سر را نگاه می کند و ائوردیکه ناپدید می شود.با این همه داستان پایانی خوش دارد آپولو به اورفئوس رحم میکند و او را به [آسمان می برد جایی که می تواند تا ابد به درخشش ائوردیکه در خورشید و ستارگان خیره شود.

هنری پورسل(1695-1659):

بزرگترین آهنگساز انگلیسی است از برجسته ترین آثاراو اپرای دیدوآیناس است.

پورسل در تمام فرمهای موسیقیایی مرسوم در انگلستان در پایان سده هفدهم استاد بود و به نگارش موسیقی کلیسایی,آثار کرال غیر مذهبی,موسیقی برای گروههای کوچک سازی,آواز و موسیقی صحنه پرداخت.

باس زمینه یا باسو استیناتو:

در آثار باروک,اغلب در خط باس ایده های موسیقایی بارها و بارها تکرار میشود و در همان حال ملودی های خطهای بالا دائماﹰتغییر می کند.ایده موسیقایی تکرارشونده باس زمینه یا باسواستیناتو(باس مداوم یا پایا)نامیده می شود.الگوی باس زمینه ممکن است ازچهار نت تشکیل شود یا جنان طولانی باشد که هشت میزان را در برگیرد.در نتیجه تکرار مداوم خط باس یک نوع یکپارچی در کل قطعه پدید می آورد و خط ملودی که تغییر می کند نوعی تنوع ایجاد می کند.آهنگسازان,باس زمینه را در موسیقی آوازی و نیز در موسیقی سازی بکار گرفته اند.

سونات باروک:

در روره ی باروک موسیقی سازی به سرعت اهمیت پیدا کرد و سونات بوجود آمد.سونات شامل اثری چند موومانی برای یک تا هشت ساز است(اصطلاح سونات در دوره های بعد ,معنای شخصی تر و محدودتری یافت )آهنگسازان باروک اغلب به نگارش تریو سونات پرداختند که شامل سه خط ملودیک است: دو خط ملودیک زیرتر و یک یباسوکنتینوئو.سونات از ایتالیا نشات گرفت اما در سده هفدهم به آلمان ,انگلستان و فرانسه راه یافت.سونات در قصر,خانه و حتی کلیسا,پیش از مراسم,همزمان با آن و یا پس از آن نواخته می شد.آهنگسازان گاه سونات های خود را با اصطلاح سوناتا داکی زا(سونات کلیسایی)که حالتی با وقار داشت و برای اجرا در مراسم مذهبی کلیسا مناسب بود و سوناتا داکامرا(سونات مجلسی)که کیفیتی رقص گونه داشت و برای اجرا در دربار طرح و ساخته می شد از یکدیگر متمایز می کردند.

آرکانجلو کورلی(1713-1653):

برجسته ترین ویولنیست و آهنگساز ایتالیاایی است.آثار او در بردارنده 60سونات و 12 کنسرتو برای ساز های زهی است.

آنتونیو ویوالدی(1741-1678):

آهنگساز ایتالیایی دوره پایانی باروک است.او هم کشیش و هم ویولنیست بود و به کشیش سرخ مو معروف بود.سر انجام در روحانی را رها کرد و معلم ویولن ,آهنگساز و رهبر ارکستر شد.ارکستری از زنان در کلیسا داشت و رهبری آنان را بر عهده داشت.محبوبیت او بیشتر برای خلق 450 کنسرتو گروسو و کنسرتو سولو است.کنسرتوسولو اثری است برای یک تکنواز و ارکستر.موسیقی برنامه ای,موسیقی است که با یک داستان, شعر,ایده یا صحنه همخوانی دارد.

یوهان سباستین باخ(1750-1680):

شاهگارهای باخ نشانگر اوج موسیقی باروک است.باخ برخاسته از تباری دیرینه از موسیقیدانان بود.پدر,پدربزرگ و جد پدری او همگی در آلمان ارگ نواز کلیسا یا موسیقیدانان شهر بودند.اولین معلم او پدرش بود و از او درس می گرفت.باخ یز پدر بیست فرزند بود که 9تن از آنان زنده ماندند و 4 تن از آنان زنده ماندند و 4تن از آنان آهنگسازانی مشهور شدند.باخ 9 ساله بود که پدر و مادرش را ازدست داد و روانه خانه برادر که او نیز ارگ نواز شهر مجاور بود ,شد.

باخ در 18 سالگی ارگ نواز شهر آرتشتات شد در این شهر باخ با ناسازگاری اولیای کلیسا روبرو شد-آنهایی که موسیقی او را پیچیده می دانستند-باخ در 23سالگی شغل خود را عوض کرد و با دختر عمویش باربارا ازدواج کرد.آوازه اش به عنوان ارگ نواز هر روز بیشتر می شد.پر درآمد ترین و آبرومند ترینن منصی باخ,سرپرستی موسیقی دربار شاهزاده کوتن بود.در این مکان او مجبور نبود تنها موسیقی کلیسایی بسازد.باخ مدت 6سال سرپرستی ارکستر کوچک که در حدود 18 نوازنده داشت را بر عهده گرفت و برای ان به آفرینش موسیقی پرداخت کنسرتوهای براندنبورگ ثمره این دوران پر بار است.

در 1720 همسرش فوت کرد واورا با 4کودک خردسال تنها گذاشت.سال بعد باخ 36 ساله با آوازخوانی21 ساله بنام آناماگدالنا ازدواج کرد.باخ پس از ازدواج شاهزاده کوتن با دختری که علاقه چندانی به موسیقی نداشت ,دربار کوتن را ترک کرد.

در1720 مقام کانتور(سرپرست موسیقی)در کلیسای سن توماس در شهر لایپزیک را بر عهده داشت.باخ27 ساله باقیمانده عمرش را در این شهر گذراند.باخ در لایپزیک به تمرین با ارکستر و رهبری آن میپرداخت و اغلب به مناسبت هر یکشنبه وروز مذهبی آثاری طولانی برای کر,کر تک نوازها و ارکستر می آفرید.باخ مردی بسیار مذهبی بود ودر اثار هر اثر مذهبی اش حروف j.j(به یاری مسیح)و در پایان حروف S.D.G (فقط خداوند در خور ستایش است)را مینوشت.در ساله مرگش او کاملاﹰکور بود.همزمان با کمال هنرباخ,سبک باروک اندک اندک منسوخ شد-شنوندگان خواستار موسیقی واضح و بدون پیچیدگی بودند-موسیقی باخ تا سالها پس از مرگش متروک ماند.

در سال 1829 فلیکس مندلسون به نبوغ او پی برد و از آن پس موسیقی باخ خوراکروزانه اندیشه و احساس هر موسیقیدان جدی شد.

موسیقی باخ :

باخ در تمام فرم های باروک,جز اپرا شاهکارهایی آفرید.موسیقی سازی او قطعه هایی برای ارکستر,گروه های کوچک همنواز و نیز آثاری سولو برای ارگ,کلاوسن و کلاویکورد ,ویولن و ویولنسل نوشته است.موسیقی آوازی باخ که بخش عمده ای از آفریده های اوست بیشتر برای کلیسای لوتری ساخته شده و اغلب مبتنی بر سروده های متداول در عبارت های کلیسایی است.

موسیقی او از نظر آمیختن بافت پلی فونیک با هارمونی غنی,بی همتاست.در آثار او اغلب چندین خط ملودیک که از جاذه و اهمیت موسیقیایی یکسانی برخوردارند,همزمان نمود می یابد.اما با وجود جاذبه فراوان خط های صوتی منفرد,توالی آکوردهای موسیقی را هدایت می کند.موسیقی باروک به یگانگی حالت گرایش دارد.ملودی های باخ می تواند بسیار پر تزئین باشد;اما در همه حال به مدد عامل پایا و بی وقفه ریتمیک,یکپارچگی می یابند.آثار باخ تند یا کند حرکتی مداوم پدید می آورد.

سوئیت باروک:

موسیقی سازی همواره پیوندی تنگاتنگ با رقص داشت.در دوره رنسانس رقص ها بیشتر جفت بود;دو رقص پیاپی و همئواره پشسرهم می آمدند.اغلب دنبال یک رقص با وقار با وزن چهارتایی رقصی سرزنده و شاد با وزن سه تایی می آمد.در دوره باروک و پس از آن,گوه ای از موسیقی سازی ساخته شد که از نظر تمپو وزن و ریتم با رقص هایی خاص مرتبط بود گونه ای که نه تنها برای رقص بلکه برای شنیدی نیزساخته می شد.سوئیت مجموعه ای از چند موومان رقص است سوئیت برای ساز یا گروهی ساز و یا ارکستر ساخته می شد.سوئیت مجموعه ای از چند موومان رقص است سوئیت برای ساز یا گروهی ساز و یا ارکستر ساخته می شد.این موومان ها همگی در یک تنالیته بودند اما از نظر تمپو,وزن و سرشت متفاوت بودند.

موومان های سوئیت به شرح زیر است:

آلماند (آلمانی) با تمپوی معتدل

کورانت (تند)

گاووت (فرانسوی) با تمپوی معتدل

ساراباند (اسپانیایی) با وقار وکند

ژیگ (انگلیسی و ایرلندی)تند

موومان های سوئیت اغلب فرم باینری AABB دارند.

سوئیت اغلب با موومانی آغاز می شود که ملهم از رقص نیست اورتور فرانسوی یکی از این موومانها است.سوئیت از فرم های سازی مهم باروک است,حتی آثاری که سوئیت نان ندارند نیز اغلب دارای چمد موومان ملهم از موسیقی رقص است;باخ 4سوئیت ارکستر دارد.

کورال و کانتات کلیسایی:

در زمان باخ مراسم نیایش کلیسایی لوتری از رخداد های مهم شهر لایپزیک در روزهای یکشنبه بود.این مراسم از 7صبح تا 11 ادامه می یافت.برای ارتباط با مسیح سرودهایی مذهبی به زبان آلمانی که همان کورال ها بودند ساخته می شد.این سرودها متن مذهبی آلمانی داشت که با موسیقی با ریتم یکنواخت و ثابت خوانده می شد. اینسرودها از آوازهای عامیانه و سرودهای کلیسای کاتولیک گرفته می شد.ملودی سرود را زیر ترین خط آوازی و هارمونی را خط آوازی بم می خواند.گاه قبل از شروع آواز,ارگ نواز کرال پرلود,اجرا میکرد.

کانتات کلیسایی:

کانتات کلیسایی با استفاده از کورال ها ساخته می شد و وسیله اصلی بیان موسیقایی در آئین کلیسای لوتری بود.کانتات در مقابل سونات بود در اصل قطعه ای بود که برای سرایش ساخته می شد.کانتات آلمانی,اغلب برای کر,تکخوانها,ارگ و ارکستری کوچک ساخته می شد.این آثار متنی مذهبی به زبان آلمانی داشتندکه برگرفته از لنجیل و سرودهای مذهبی بودند.

کانتور:سرپرست موسیقی می بایست مرتباﹰکانتاتی بسازدوکانتات موعظه موسیقایی بود.که موعظه پیشوای روحانی ,مبتنی بر قرائت انجیل,را تحکم می بخشید.

اجرای کانتات می توانست 25 دققهطول بکشد و موومانهای مختلف همسرایی ها,رسیتاتیوها,آریاها و دوئت ها رادر بر میگرفت.باخ حدود 295 کانتات نوشت که 195تای آنها باقی ماند.کانتات140 از معروفترین کانتات اوست.

هندل(1759-1685):

هندل متولد آلمان بود و استاد اپرای ایتالیا و اوارتوریوی انگلیسی بود.او نوازنده ویولن,کلاوسن و آهنگسازی چیره دست بود.از آثار او می توان اپرای رینالدو و اورا توریوی مسیح نام برد.همچنین از دیگر آثار او می توان از سوئیت ها و کنسرتو گروسو ها یاد کرد.

اوراتوریوهای انگلیسی که مبتنی بر داستان های عهد عتیق هستند شامل عنوانهای مانند بنی اسرائیل در مصر,شائول,یوشع و یهودای مکابیائی هستند.این آثار موسیقی کلیسایی هستند و برای سرگررمی شنوندگان ساخته شده اند.اوراتوریوی مسیح یک استثنا است که موضوع آن از عهد جدید گرفته است.سرود کر هاله لویا از مشهورترین قطعه کر جهان است که موومان آخر اوراتوریوی مسیح است.

فهرست